![]() |
![]() |
|
| عکس و ترانه های ابی |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 3:47 توسط آدینا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 3:31 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 18:40 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 18:38 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 16:58 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 16:41 توسط آدینا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 5:4 توسط آدینا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 4:57 توسط آدینا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 4:52 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 4:53 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 4:48 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 4:33 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 مرداد1387ساعت 3:55 توسط آدینا |
|
|
توی تنهایی یک دشت بزرگ که مث غربت شب بی انتهاست یه درخت تن سیاه سربلند آخرین درخت سبز سرپاست رو تنش زخمه ولی زخم تبر نه یه قلب تیر خورده نه
یه اسم شاخه هاش پُر از پَر
پرنده هاس کندوی پاک دخیله و طلسم چه پرنده ها که تو جاده ی
کوچ مهمون سفره ی سبز اون شدن چه مسافرا که زیر چتر اون به تن خستگیشون تبر زدن تا یه روز تو اومدی بی
خستگی با یه خورجین قدیمی قشنگ با تو نه سبزه نه آینه
بود نه آب یه تبر بود با تو با اهرم
سنگ اون درخت سربلند پرغرور که سرش داره به خورشید می
رسه منم منم اون درخت تن سپرده به تبر که واسه پرنده ها دلواپسه
منم منم و ادامه می دهد: من صدای سبز خاک سربی ام صدایی که خنجرش رو به
خداست صدایی که توی بهت شب دشت نعره ای نیست ولی اوج یک
صداست رقص دست نرمت ای تبر به
دست با هجوم تبر گشنه و سخت آخرین تصویر تلخ بودنه توی ذهن سبز آخرین درخت حالا تو شمارش ثانیه هام کوبه های بی امون تبره تبری که دشمن همیشه ی این درخت محکم و تناوره من به فکر خستگی های پر
پرنده هام تو بزن تبر بزن من به فکر غربت مسافرام آخرین ضربه رو محکم تر بزن |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 مرداد1387ساعت 3:49 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 4:7 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 4:31 توسط آدینا |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 4:27 توسط آدینا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به روی ماهتون : من آدینا هستم 27 سالمه و علاقه قلبیم به ابی مسبب نوشتن این وبلاگ شده.امیدوارم لحظات خوبی رو اینجا داشته باشین.
|
|
RSS
|